جامعه‌ی  دانایی محور

 واژه‌ی نالج« Knowledge» را در پارسی  می‌توان دانش و دانایی معنا کرد.برخی از بزرگان  واژه شناختی  واژهی اطلاعات و آگاهی« Information» را مترادف با  واژه‌ی نالج« Knowledge» به  کاربردهاند که به نظر درست  نمیرسد.  ازاینرو است که در زبان انگلیسی مفهوم «Knowledge Based Society» )جامعه ی دانایی محور( معنا یافته است؛ زیرا در زبان پارسی  واژهی نالج «Knowledge» دانش معنا  میشود و برای  واژه‌ی علم که مبتنی بر مشاهده، مطالعه،  جستوجو ، ژرفنگری و آزمایش است،  واژهی ساینس« Science» به کار  می‌رود.

بنابراین، دانایی همان دانش و خرد است که درست و معتبر باشد. این دانایی با  نظریه‌ها و ادراکاتی گره خورده است که کاربرد همگانی، غیرمستقیم و ناخودآگاه آن را  جامعه ی دانایی محور  می‌خوانند.

چیستی جامعه‌ی  دانایی محور

جهان علمی و  دانش‌محور نخست  جامعه‌ی صنعتی را تجربه کرد که حاصل انقلاب صنعتی بود . در عصر اطلاعات، باتوجه به انقلاب اطلاعاتی،  جامعه‌ی اطلاعاتی به وجود آمد؛ اما از  آن‌جایی که اطلاعات  نمی‌توانست به دانایی منجر شود،  جامعه‌ی دانایی‌محور به وجود آمد و اکنون ما در  جامعه‌ی دانایی‌محور زندگی  می‌کنیم که مبتنی بر دانایی‌است و بر محور آن استوار است؛ یعنی جامعه به جای  صنعت‌محوری که بر اطلاعات صنعتی استوار است، به  دانش‌محوری گرایش پیدا کرده است. در این جامعه، دانایی و خردورزی خود سرمایه است که  دانشگران و  دانشمندان  سرمایه‌داران این  جامعه‌اند .

در  جامعه‌ی دانایی، دانایی و خرد در  همه‌ی شئونات اجتماعی و زندگی انسانی جریان  می‌یابد و در حقیقت زیربنای جامعه را شکل  می‌دهد. در این جامعه کارکنان علمی، صاحبان اصلی نهادهای علمی و آموزشی،  کارخانه‌ها و  سازمان‌هایند. بنابراین، آنان  سرمایه‌ی انسانی و  خردورزانه‌ای  سیستم‌های تولیدی و اقتصادی این نهادها،  کارخانه‌ها و  شرکت‌های نوین را تشکیل  میدهند. چنین است که دانش و فناوری دلیل اصلی حفظ و ماندگاری این نهادها ، کارخانه‌ها و شرکت‌ها می‌شوند که بستر هم‌اندیشی، نوآوری و  تجربه‌های جدید را برای  شکل گیری جامعه‌ی  دانایی‌محور به وجود می‌آورند. این دانشگران را کارگران علمی  می‌نامند که با  نظریه‌ها،  داده‌ها و اعداد سروکار دارند. اینان  می‌توانند یک کارمند رایانه‌نگار، کارشناس فناوری‌پیشرفته، استاد دانشگاه، آموزگار و… باشند. ویژگی این  دانشگران، آگاهی، بهروز بودن و سروکار داشتن با توسعه و خلاقیت است.

در  همه‌ی کشورها، مسؤلان مسائل راهبردی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی،  نهادهای‌آموزشی، کارخانه‌ها و صنایع کشور دانایان آن جامعه‌اند.  گران‌ترین دارایی یک جامعه دانایان آن جامعه است؛  ازاین‌رو، دنیای کنونی و آینده بر دانایی و دانایان استوار است. بنابراین، دانایی  حرکت دهنده‌ای اقتصاد، قدرت، ثروت و هنر در یک جامعه است. در  جامعه‌ی که دانایی و دانایان محور قرار نگیرند و محدود شوند، شهروندانش در چنبره‌ی تلخی از ناآگاهی گرفتار  می آیند که باعث عقب‌ماندگی تاریخی و رشد اقتصادی آن جامعه خواهد شد.  بنابراین، سده‌های آینده  مهم‌ترین نشانه‌های کابردی  علمی‌ای که دارند، دانایی و  خردورزی اند که باید جامعه و کشورها خود را با این  نشانه‌های دانایی و  داده‌های  علمی هماهنگ سازند و بدانند که در کجای این دانایی محوری قرار دارند و به کدام سو در حرکتند و باید چه هدفی را دنبال کنند و پی بگیرند تا به  جامعه‌ی دانایی‌محور راه یابند.

 در این میان نوسازی دانایی و تولید دانایی باتوجه به سرعت  فوق العاده‌ی علم، خرد و  فناوری مدرن در جهان کنونی امر ضروری به حساب  می‌آیند.  جامعه‌ی که با سرعت و تغیرات روزافزون علمی خود را هماهنگ نکنند، گرفتار  عقب ماندگی علمی می‌شوند و عقب  می‌مانند .بنابراین، باید با سرعت فناوری که دانایی و داده‌های دانش مدرن را سامان  میدهد، هماهنگ و همراه بود؛ زیرا ما همواره با تحولات و تغیرات علم مدرن و  پیشرفت‌های فکری که زیربنای خوددانایی را شکل  میدهند،  روبه‌روییم که نشان از سرعت دانایی از نوع  علم مدرن آن دارد؛ زیرا ما در عصری زندگی می‌کنیم و شاهد تحولاتی هستیم که در گذشته رخدادن آن را باور نمی‌کردیم. بنابراین، افزایش  توقع‌ها و خواسته‌های  دنیای نو وادارمان  می‌سازند که  بیشتر بدانیم و فکر کنیم و برای مسائل کلان زندگی، رویدادهای  چشمگیر فناوری و مشکلات کاری در دنیای جدید  راه حل‌های جدیدی را  جست وجو کنیم. به یاد داشته باشیم که توسعه در دنیای جدید بدون دانایی و  جامعه‌ی دانایی محور  امکان پذیر نیست. باتوجه به  اینکه کاربردهای نوین دانایی عوض  شده اند و معنای کار نیز دیگر شده است، کارگران و  دانشگران نیز دیگر قابل  جایگزین شدن نیستند. باید به  دانشگران به دید  تک دانه‌های دانایی نگاه کرد که باید با آموزش نوین با آنان،  جای آنان را پر کرد. به یاد داشته باشیم  جامعه‌ی که  دانش گرانشان را به حاشیه برانند و جای آنان را با  بی‌دانشان و غیرمتخصصان پر کنند،  نمی‌توانند به جامعه‌ی دانایی محور راه یابند.

در یک سخن،  می‌توان گفت که جامعه‌ی دانایی‌محور: حاصل انقلاب اطلاعاتی است که بر  خرد محوری، دانش و دانایی به عنوان یک سرمایه‌ی  پایان ناپذیر استوار است و در این جامعه دانشگران جای  صنعت‌گران را  می‌گیرند. در چنین جامعه‌ی باتوجه به گسترش روزافزون دانایی در کلیه‌ی ابعاد آن قابلیت‌ها و فرصت‌های مناسبی را برای  توسعه‌ی جامعه به وجود می‌آورد که می‌توان با بهره گرفتن از آن به افزایش  ظرفیت‌های جمعی،  بهسازی نهادهای آموزشی مانند دانشگاه‌ها و نهادهای اجتماعی وابسته به آن کمک کرد. در این میان  جامعه‌ی افغانستانی و انسان افغانستانی باتوجه به  جنگه‌ای مدام،  توسعه‌نیافتگی،  ناامنی‌های کنونی از  جامعه‌ی دانایی محور به دور  افتاده اند. دانایان در این خاک غریبند و  دانشگران که  فرارمغزهایشان می‌خوانند به آن طرف  آب‌ها  کوچیده اند.  جامعه در دست مافیای اقتصادی، علمی، فرهنگی و سیاسی افتاده است و مسیر دیگری را  می‌پیماید.  ازاینرو، افتادن در مسیر  جامعه‌ی دانایی‌محور  وقت‌گیر، اما ناممکن نیست. تلاشی  می‌خواهد که کورسوی آن را  میتوان در نهادهای آموزشی به  ویژه‌ دانشگاه‌ها یافت.  نهادهای که  می‌توانند  جامعه‌ی دور مانده از  جامعه‌ی‌دانایی را در مسیر دانایی قرار دهند. این راه ممکن نیست مگر  اینکه با نشان دادن راه چه به صورت شفاهی – تدریسی و مکتوب، آن را ممکن ساخت.  ازاینرو، «غرجستان»  فصلنامه‌ی  علمی – پژوهشی  دانشگاه  غرجستان چراغ  به دست با  ابزارهای دانایی پا به  منصه‌ی دانایی گذاشته است تا سهمی در دانا کردن جامعه داشته باشد تا چه درنظر آید.

برای دریافت نسخه پی‌دی‌اف « فصل‌نامه‌ی علمی – پژوهشی دانشگاه غرجستان» روی شماه‌ها فصل‌‌نامه کیک کنید:

دانلود نسخه pdf فصل‌نامه علمی دانشگاه غرجستان